42 ماهگیت مبارک عشقولی من.95.3.9
42 ماهگیت مبارک عشقولی من
این عشقولی از توی فیلم نبرد گلها یاد گرفتی مدام هی میگی عشقولی البته فدات بشم و دوست دارم عزیزم هم مدام میگی ولی جدیدا از دایی میثم علی یارت وسالاری مرد و در جواب میگی غیرت داری میگی .دیگه کارای تعمیراتی خونه رو به اتمامه و کلی خسته شدیم و این چندوقته هم خاله فرزانه میومد کمک برای نظافت و تمیزکاری وسایل تا اینکه بالاخره 20 خرداد دیگه تموم شد حسابی خسته شدیم که توی این مدتم بابا یه ویروسی گرفت که یک هفته موند ور دلمون توی خونه
و 4 روز بعدم که زنگ زدن بریم شیراز برای تحویل گرفتن ماشین که منو و تو و فرزانه و باباهادی رفتیم یه دوروزیم اونجا بودی ماشین تحویل گرفتیم و یکم خرید و گتفریح کردیم و برگشتیم و تا یک هفته بعدکه رفتیم برای پلاک ماشین که چشمت روز بد نبینه فهمیدیم ماشین بهمون اشتباه تحویل دادن البته صبحش مارفته بودیم یه گوسفندبرای قربونی خریده بودیم خلاصه گوسفند بردیم خونه عزیز ایناو خودمون یکشنبه صبحیعنی 30 خرداد رفتیم شیراز برای پس دادن ماشین اشتباهی و تحویل گرفتن ماشین خودم و یروز کامل هم اونجا الاف شدیم و کلی غر زدیم سر کارمندای زبون دراز و بی ادب نمایندگی که مثل سوکس شده بودن اونروز اونجا بخاطر اشتباهشون خلاصه بساطی داشتیم ما توی این ماه خرداد
اینم عکسات




42 ماهگیت مبارک عشقولی من.95.3.9
